نوشته های پراکنده- هیچکس

قطار گذشت. تکان دستم را هیچکس ندید. همه به مسیر همیشه‌ی آمدنم زل زده بودند و من از مسیر مخالف می‌آمدم. جا ماندم.

به مسیر همیشه آمدنم زل زدم. کسی نمی‌آمد...


/ 9 نظر / 17 بازدید
بلاگفو

با سلام باعث افتخار ماست که شما از کاربران بلاگفو شوید سیستم وبلاگدهی فوق العاده (بلاگفو) هنوز اول کار هستیم و بسیاری از دامنه ها و عناوین آزاد است www.blogfo.ir آگهی و تبلیغ رایگان آگهی و تبلیغ رایگان آگهی و تبلیغ رایگان آگهی و تبلیغ رایگان www.fogholadeh.ir www.fogholadeh.ir

شیواتیر

می آیند و می روند می آیند و می روند می آیند و ... ایستگاه همچنان برجای خود باقی ست ... [لبخند]

پویا

قطار می رود تو می روی تمام ایستگاه می رود و من چقدر ساده ام که سالهای سال در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده ام و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام قیصر

سحر شیرمحمدی

خانم گل مرد این بار گران نیست دل مسکینم[گل] ایمان مرا عشق به سخره می گیرد و کسی که می پرستیدمش به سلاخ خانه برده است برای آمرزش روح من آواز بخوان من بوی ترا از صدایت می شنوم عزیزم داستانک هات مثل شعرهات ستودنی است حیف کسی در پس این نوشته ها تو را مثل من به اتش کشیده است

عالیه

سلام کوتاه و تاثیر گذار بود ترس تنهایی و ناکامی رو من توش دیدم نمیونم چقدر درسته ولی این حس بود موففق باشی عزیز

کلودیا

سلام من آمده بودم . خوانده بودم و انگار حرفی هم زده بودم . خاطرم نیست . اما خاطرم هست که توی دلم گفته ام که اگر تمام عمر تنها از یک مسیر نمی آمدیم ، و کسی همراهمان بود مگر می شد راهمان را عوض کنیم ؟ تغییر همیشه برای داشتن بهترینهاست . و وقتی بهترینها را داشته باشی که دلت غصه نداردو راهت مثل رود همچنان جاریست و تو هم می روی . اما خب گاهی می خواهی و نمی شود. خیلی وقتها خواسته ام و نشده . شاید هم یک بار خواسته ام و نشده و این نشدن آنقدر سختم آمده که گمان کرده ام که عمریست که می خواهم و نمی شود .... [گل]

جعفر

خوشم آمد ...