نوشته های پراکنده- خدایا چنان کن پایان کار...

 

وقتی همه‌چیز شکل زیبایی دارد ولی تو به این اشکال زیبا اعتماد نداری. وقتی آخر کار همه دست می‌زنند و لبخند کشیده‌ای روی لب‌های مدعوین می‌نشیند و این یعنی تمام. حرف‌های قشنگ از این سو به آن سو در‌حرکتند و قیافه‌های موجه حاکی از تصمیمی از پیش گرفته شده و اساسی لرزان است. رشته‌ی گمشده‌ای نمی‌تواند جریان این اتفاقات را به هم وصل کند. همه خوشحالند اما تو بغضت می‌گیرد ...

من امروز این حال را داشتم


/ 5 نظر / 20 بازدید
هيچكس

مرد هر روز دیر سر کار حاضر می شد، وقتی می گفتند : چرا دیر می آیی؟ جواب می داد: یک ساعت بیشتر می خوابم تا انرژی زیادتری برای کار کردن داشته باشم، برای آن یک ساعت هم که پول نمی گیرم ! یک روز رئیس او را خواست و برای آخرین بار اخطار کرد که دیگر دیر سر کار نیاید مرد هر وقت مطلب آماده برای تدریس نداشت به رئیس آموزشگاه زنگ می زد تا شاگرد ها آن روز برای کلاس نیایند و وقتشان تلف نشود یک روز از پچ پچ های همکارانش فهمید ممکن است برای ترم بعد دعوت به کار نشود . مرد هر زمان نمی توانست کار مشتری را با دقت و کیفیت ، در زمانی که آنها می خواهند تحویل دهد، سفارش را قبول نمی کرد و عذر می خواست یک روز فهمید مشتریانش بسیار کمتر شده اند . . . مرد نشسته بود به فکر فرو رفت . . . باید کاری می کرد . باید خودش را اصلاح می کرد ! ناگهان فکری به ذهنش رسید . او می توانست بازیگر باشد : از فردا صبح ، مرد هر روز به موقع سرکارش حاضر می شد، کلاسهایش را مرتب تشکیل می داد، و همه ی سفارشات مشتریانش را قبول می کرد! او هر روز دو ساعت سر کار چرت می زد! وقتی برای تدریس آماده نبود در کلاس راه می رفت، دستهایش را به هم می مالید و با

مهدی

سلام دوست من وبلاگ جالبی داری........ کلی باهاش حال کردم.... خوشحال میشم به منم یه سری بزنی در ضمن اگه خواستی بگو تا با هم تبادل لینک کنیم تا بعد

من...هستم

همون روز كه از اون جلسه وزين بيرون اومديم، گفتي حستو اينجا نوشتي، خوندم اما چيزي ننوشتم، همه چيزي كه توي ذهنم پر مي كشيد اين بود: از ماست كه بر ماست...بايد به بزرگترين دغدغه مون كه مانتوهامونه سرمونو گرم كنيم!!!!!! اون روز حس بدي داشتم، ننوشتم كه به بار تو اضافه نكنم، بي تفاوت نبودم به خودت و نوشته ات. امروز روز هم هنوز معتقدم: از ماست كه بر ماست. اما دلم ميخواد وسط همون راهرو كه مي دوني كجاست بهشون بگم: باور كنيد فكر ما از سايز مانتوهامون خيلي خيلي بزرگتره، عذر تقصير كه سايز فكر و ذهنمون رو گُم كرديم...شما به دل نگيريد و ما رو "ببينيد"

دنیا

خیلی خوش خطی ما که هیچی نفهمیدیم [اوغ] ... [قلب] ... [ماچ]

دنیا

من نبودم.به خدا من نبودم.ای بابا من نبودم.آخه چقدر بگم خاله جون من نبودددددددممممممممممممممممممممممممممممم..... [من نبودم] [زبان] [من نبودم] [زبان] [شیطان] ... هه هه هه!!!!!![خنده][خنده][خنده]