می ترسم دیــــــــر...

تمام کلمه‌هایی که می‌توانستند برای همدردی به زبانم بیایند، کبود شدند

مثل پیدا کردن یک تار مو روی زمینه‌ی قهوه‌ای پیراهنت

تمام کلمه‌ها کبود شدند

ما آدم‌های بدوی هستیم با شعارهای مدرن

ببین تمام کلمه‌ها کبود شدند

سرمان را روی بالش نذاشته، خواب مارا می‌برد از بیداری که به آن افتخار نمی‌کنیم

 

پ ن:

باسقوط دستای ما

در تنم چیزی فروریخت...

«گ.و.گ.وش»

/ 3 نظر / 20 بازدید
علی

دوباره عاشق شدن مثل فتح اورست با دمپايی ميمونه !

hyade

سلام خوشحال میشم سر بزنید [گل]