نوشته های پراکنده- به بهانه ورق زدن دفتری قدیمی

آسمان که می‌بارد، سبک می‌شوم از برف‌های این حرف‌های تلنبار. از سنگینی تو که بر دلم نشسته‌ای. باز هم کودکی را کشته‌اند. قلبم از آرزوهای دست‌نیافته پر می‌شود. با من حسرتی برای دویدن و فریادی می‌ماند و ابری که گلویم را سخت می‌فشارد. آسمان که می‌بارد، بیچارگی دست‌های فشرده بر‌ ماشه را می‌بخشم. پر از سخاوت می‌شوم. یادم می‌رود جنگ، زبان تقویم‌ها را نمی‌فهمد و مناسبت‌های رنگی، در زیر دود انفجار مدفون می‌شوند. نه سالی نو می‌شود، نه کادوئی تقدیم. به‌جای چشم‌براهی مردی که مهربانی این روزها را به کودکان هدیه می‌کند، سعی می‌کنم این پاهای بریده را از هم تشخیص دهم. سارا و دارا این روزها به کفن هدیه می‌شوند. زمین جشن گرفته. به حال مردگان بی‌آزار چه فرقی دارد، آسمان ببارد یا نه؟

 

 

21/10/87

/ 1 نظر / 10 بازدید
حمایت از موجودات فضایی

با سلام آیا شما به موجودات فضایی اعتقاد دارید؟ آیا آن ها در زمین ایستگاه دارند؟ آیا به ایران آمده اند؟ چه شکلی اند؟ ما با آن ها چه می کنیم؟ برای به دست آوردنجواب سوال های خود به وبلاگ حمایت از موجودات فضایی سربزنید وبلاگی برای جلو گیری از کشتار موجودات فضایی http://aufo.persianblog.ir/ آدرس ما: