نوشته های پراکنده- برای بابا

مرا درک می‌کنی. شاید با اشاره‌ای کوچک، چشمکی، تکان دستی. خیالم راحت می‌شود. حرف‌های بزرگی برای چشم‌های تو دارم. زبانم که قاصر می‌شود، مرا درک می‌کنی.

این سکوت پابه‌پای ما، این لبخندهای بیگاه، این که هستی و هستم و دیگر هیچ.

مرا درک می‌کنی، که می‌آیی اینجا می‌نشینی کنارم و به فنجانی چای دعوتم می‌کنی. حتی اگر طاقت نگاهت را نداشته باشم.

مرا درک می‌کنی، که کیفت را بر می‌داری و می‌روی و منظره‌ام از تصویر تو هر لحظه کوچک‌تر پر می‌شود.

وقتی که هستی و نیستی. اینجا و هر کجا. وقتی که دوست می‌داریم و خلسه‌ی اعتماد تمام هوای این حوالی است.

مرا درک می‌کنی و این‌جا ماندن را دوست دارم. این سرزمین بی‌دغدغه آرامش را.

/ 2 نظر / 16 بازدید
فرید

سلام بر تو ای هموطن ایا از پس مخارج زندگی خود بر نمیایید؟؟ ایا دنبال یک راه حل برای غلبه بر مشکلات مالی خود هستید؟ ما برای این مساله مشترک همه یک راه حل داریم. درباره کمپانی پارمیس که بصورت قانونی در ایران ثبت شده چیزی شنیدی؟ میخواهی ماهی 5تا8 درصد سود بگیری؟ میخوای سرمایه هات توسط بانک تضمین بشن؟ میخواهی از درامد بازاریابی ماهانه10ها ملیونی استفاده کنی؟ و خیلی چیزای دیگه از سایت ما دیدن کنید

آرش

ای وای اگر صیاد من، غافل شود از یاد...