نوشته های پراکنده- رد پا

خواب می‌دیدم که باد آمد و روسری‌ام را برد...

 

/ 8 نظر / 26 بازدید
کلودیا

[گل]

کلودیا

گاهی آدم دلش می خواهد بگوید آمدم ، خواندم و اینقدر به دلم نشست که نمی خواهم با حرف خرابش کنم . [گل]

سامان

وقتی قصه ام می شوی، ردپایت را در خوابم می بینم...

حسیب

سلام به شما تقدیم است! از ویب شما دیدن کدم... از خواندن نوشته هایت لذت می برم... موفق باشی... خوشحال می شم اگه به ما هم سر بزنی

شیواتیر

...

حباب

عاقبت روزی باد ما را خواهد برد!