نوشته های پراکنده- حرمت

حتی آواره‌ها هم، برای قضای حاجت از آلونک کارتنی‌شان که پا بیرون می‌گذارند، به دورترین فاصله ازین حریم سست فکر می‌کنند. حتی اگر در راه برگشت، باد همه‌ی زندگیشان را با خود برده باشد.

/ 2 نظر / 9 بازدید
شیواتیر

مهر دارد تمام میشود. من نمیدانم چه طور صبح ام به شب میرسد. دیگر از آن روزهای 28 ساعته خبری نیست. روزها انگار کوتاه تر شده اند. آب رفته اند. شده اند لابد 10 ساعت. حتی وقت نشده یک روز عصر با خیال راحت بروم یک جایی، تنهایی، گم و گور شوم. لای این کوچه پس کوچه ها. خبری از بادهای پاییزی هم نیست. شهر ما انگار همیشه خدا تابستان است. نه برگی زرد میشود، نه درختی لخت میشود، نه چهره آدمها پاییزی...