داستان- گناهکار

http://stop4story.blogfa.com/post-168.aspx

 

نقد این داستان در انجمن ادبی چوک

/ 4 نظر / 25 بازدید
شیواتیر

یک لحظه ... زندگی تو از دست می رود وقتی کسی که هستی تو هست می رود شاید که اندکی بنشیند کنار تو اما کسی که بار ِ سفر بست می رود آنکس که دل بریده ، تو پا هم ببرّی اش چون طفلی از کنار تو با دست می رود رفتن همیشه راه ِ رسیدن نبوده است گاهی مسیر جاده به بن بست می رود

Alone Passenger

" عشقهای من . می میرند ... . حتی ... . پیش از تولد ... "

مهدی بهروزی

انچه بیش از هر چیز در این مینیمال خود نمایی می کند ابتدا زبان موجز است و از سوی دیگر اقای حس زنانگی نویسنده که مایه مباهات است. اما نوشته شما چیزی بیش از یک مینیمال نیست و آن هم نه یک مینیمال کامل که نقص های آن آنچنان است که نمی توان نامش را یک داستان مینیمال گذاشت. نوشته شما می تواند قسمتی از یک داستان کوتاه و با اضافه کردن عناصری خود به تنهایی یک داستان مینیمال باشد. نوشته با طرز استادانه ای لمس دختری برای اولین بار و کشاکش او با خودش برای فاش نشدن رازش را به تصویر کشیده است و همه چیز تبدیل به یک خاطره گویی استادانه شده. نه گرهی و نه گره گشایی. موفق باشید.

عكاس كوهستان غرب

سلام: كل وبلاگتون جالبه .............متن هاي پر محتوايي رو توي وبلاگتان ديدم .................. موفق و مويد