انگشت هایی که روی گونه ام کشیده ای...

خودم هم یادم نمی‌آید، ترس‌هایی را که با آنها زندگی می‌کردم. ترس‌های خفه‌ی بی‌منطق و کشدار دوران نوجوانی‌ام را. این‌روزها با حقایق تلخی که مواجه می‌شوم، مدام از خودم می‌پرسم که دیدی تمام چیزهایی را که باورش هم نمی‌کردی اتفاق افتادند. همه‌ی آن ترس‌های کوچک بی‌منطق کشدار اما... هیچ‌وقت نگذاشتند از پیله‌ام بیرون بیایم.

/ 7 نظر / 19 بازدید
دانشجوی همیشه سیاسی

سلام وبلاگ قشنگی داری .خوشحالم می کنی با لیبنک دان به وبلاگ دانشجوی همیشه سیاسی ما راهم جزء دوستای خودت بدونی

علي

در 45 سالگی آموختم كه تنها ده درصد از زندگی چیزهایی هست كه برای انسان اتفاق می‌ افتد، و نود درصد بقیه پیامد واکنشهایی است که او نسبت به آن اتفاقها از خود نشان می‌ دهد." گابریل گارسیا مارکز

نگین

سلام بلاگتون رو دیدم مطالب خوبی داشت ازش استفاده کردم اگه دوست داشتید از وب سایت ما هم دیدن کنید مطالبش راجع ساختمان هوشمند هستش مثل بیاری گیاهان و تغذیه حیوانات خانه هوشمند دسترسي و كنترل از راه دور خانه هوشمند سیستم های صوتی و تصویری خانه هوشمند کنترل روشنایی خانه هوشمند و .. اگه از مطالب وب سایت ما خوشتون اومد لطفا مارو لینک کنید ممنون که به من سر میزنید http://mehestan.org

برده ولی آزاد

چنان درگیر چاله های پشت سر بودم که چاه پیش رو را ندیدم [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] تو که باشی سال ها یک فصلن نه خزان دلتنگی،نه سوز دل سردی،نه آتش بی مهری همه روزها با تو بهار عاشقیستـــــــــــ* خوشا آنانکه با گذر عمر پیر و با کهنه شدن عشق جوان می شوند. [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] تو که باشی سال ها یک فصلن نه خزان دلتنگی،نه سوز دل سردی،نه آتش بی مهری همه روزها با تو بهار عاشقیستـــــــــــ* [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] تقدیم شما از هر آنچه نیکی ست.متشکرم از حضورتون عزیز

دالکاف

درود با حفره های مرموز بروزم همچنین برای شما دوست گرامی آرزوی پیروزی دارم.

محمد

خفه و بی منطق و کشدار و کوچک . ترسهای نوجوانی. از هرچی بترسی سرت میاد به نظرم باورشون میکردی . با تمام وجود