وقتی قصه‌ام می‌شوی

نثر، داستان کوتاه

تمام روز منتظر خورشیدت بودم، در دلم شبی بیکرانه تصمیم به یلدا شدن داشت... تمام روز...

 

پ ن1: ما جای خودمان نایستاده‌ایم

پ ن2: در من زندانی ستمگری بود که به آواز زنجیرش خو نمی‌کرد/ ش ام ل و ی عزیز

نوشته شده در شنبه ۱۱ دی ۱۳۸٩ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ توسط طیبه تیموری نظرات () |


Design By : Night Skin