وقتی قصه‌ام می‌شوی

نثر، داستان کوتاه

حالا که زن، از لابلای سطور تاریخ، سایه‌ها را کنار زده و به‌عنوان شخصیتی مستقل یا قهرمان به چشم مخاطبان رسیده، بهتر است با دیدگاه تازه‌ای به اثر حضور و بازتاب تازه‌اش در ادبیات نگاهی بیندازیم. این روزها با ورق زدن کتابی مدرن، دیگر به دانش تاریخی‌مان برای شناخت شخصیت‌ها توجه نمی‌کنیم و زندگی را در ابعاد کوچک‌تر پیش‌رو داریم. پس در بین سطور راه می‌افتیم و با دقت به آدم‌هایی که برایمان تصویر شده‌اند نگاه می‌اندازیم. برای کشف قهرمان‌ها و شکست‌خورده‌ها فرقی بین مرد و زن بودن قائل نمی‌شویم و با هر کلمه و اتفاق تجربه می‌کنیم.
زن‌ داستان‌های معاصر، اگر از سایه‌ها بیرون بیاید؛ دیگر ضدقهرمانی مکار نیست که چالش‌های بیرونی و درونی فراوانی ایجاد می‌کند تا درنتیجه، تحلیل‌های اخلاقی قابل‌توجهی را علیه نقش خویش راهبری کند.
از آنجاکه بروز رفتارهای مردانه در قهرمان‌سازی زن چندان هم‌سو با تحکیم کرامت زن تلقی نمی‌شود، لذا مایلم به بسط مثالی از قهرمان‌سازی زنان در چارچوب‌های زنانه‌شان اشاره کنم. آنچه اهمیت دارد این است که در قیاسی نابرابر مترصد این نباشیم که سهمی برابر از قدرت برای زن و مرد قائل شویم، در این صورت نتیجه‌ای که حاصل می‌شود، تفکیک پله‌ای زن و مرد و تخصیص رتبه‌ای پائین‌تر برای زن می‌باشد مگر در موارد نادر.
اما قهرمان کیست؟!
قهرمان اسطوره‌ای است که دارای چندین خصوصیت بارز است. با درک زندگی و تعلقات‌اش، شیوه‌ای پویا و بامعنا برای تداوم دارد. هوش ذاتی قهرمان وی را متمایز و خودجوش کرده و مبنای رفتارش را ایمان خود می‌داند. بنا بر این تعریف، مولفه‌های قهرمان‌ساز ارتباط مستقیمی با ماهیت انسان دارند و اگر بنا باشد زنی قهرمان پدید آید، جز با درک ماهیت وجودی‌ وی میسر نیست.
مسیر قهرمانی توشه‌ای مجهز نیاز دارد و جهاز این امر برای زنان، چه می‌تواند باشد جز زنانگی به‌علاوه انسانیت. حال اگر قرار باشد پیشوندی زنانه بر قهرمانی الصاق گردد، کدام ویژگی غبطه‌برانگیز قادر به رخداد چنین موضوعی است. شناخت تفاوت شگفت زن و مرد مهم‌ترین و نخستین گام در تبیین این ابهام است. ضمن اعتراف این نکته قابل‌توجه که گریزی از تکامل زن و مرد در کنار هم وجود ندارد و در نهایت آنچه خاستگاه احترام و شگفت می‌باشد، حقیقت انسان است.
به‌عنوان مثال می‌توان از برجستگی‌های رفتاری زنان چنین یاد کرد: صبر در مقابل رنجش‌های روحی، بروز عاطفه‌ای بی‌شرط نسبت به فرزند، علاقه‌مندی به گفتگو، جزئی‌نگری و عشق‌ورزی به زندگی... اما بیان این خصوصیات به تنهایی موجودیتی مستقل از زنی قهرمان نمی‌سازد و همه این موارد می‌تواند در حیطه رفتارهای انسانی قرار گیرد. پس نکته چیست و پاسخ کدام است؟
«شیوه‌ی متفاوت و منحصر در بروز این ویژگی‌ها.» جایی‌که بسیار شبیه به خودش است و با این بی‌بدیل بودن، تحسین دیگران را برمی‌انگیزد.
جایی‌که اگر کوتاه آمد، زمین خورد و به‌جای فریاد زدن گریه کرد، احساس بدی به‌موجب این رفتارها به مخاطب ندهد. پذیرشی بی‌چون و چرا از آن‌چه که «زن» می‌تواند باشد، بی‌آنکه تقلید کند، تقلیل یابد یا به کتمان خود بپردازد. داشتن زیست قهرمانامه بدون انجام خودنمایی‌های بدنی. زنـِ قهرمانـ بدون هیچ جدالی کشورگشایی می‌کند و حیطه قدرتش لزوماً با اعداد معین نمی‌شود. حیطه‌ای که گاه از یک اتاق کوچک فراتر نمی‌روند و گاه مرزی نمی‌شناسد.

 

انتشار در روزنامه ابتکار 94/06/23

http://www.ebtekarnews.com/18567-%D8%B2%D9%86-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86.html


نوشته شده در دوشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٤ساعت ٦:٤۳ ‎ب.ظ توسط طیبه تیموری نظرات () |


Design By : Night Skin