وقتی قصه‌ام می‌شوی

نثر، داستان کوتاه

هوا سنگین که می‌شود حتی به بوی خستگی‌ات هم رضایت می‌دهم. به طعم سیگار. به چشم‌های خواب‌آلوده‌ی بی‌نگاه. اینکه سکوت کنی اما باشی حتی با همین اندکی که دوستم داری تا این هوا بگذرد. مثل نگاه‌های یک کودک از پنجره ماشین کناری، نمی‌خواهم از دستت بدهم و این خیابان پر از ترافیک تنهایی است.

نوشته شده در شنبه ۳ خرداد ۱۳٩۳ساعت ٦:٥٤ ‎ق.ظ توسط طیبه تیموری نظرات () |


Design By : Night Skin