وقتی قصه‌ام می‌شوی

نثر، داستان کوتاه

گذشته چیزی نیست جز اصول محکمی که دیگر نداریم. حتی وقتی کودکی به‌دنیا می‌آید هم گذشته‌ای دارد که بسیار قابل اعتناتر از حیات به‌دست آمده‌اش است. تمام آه‌هایی که می‌کشیم، حسرت‌هایی که داریم و آرزوهایی که در سر می‌پرورانیم، نقشه‌ی راهی است که به گذشته بر می‌گردد. گذشته سرعت ندارد، ترس ندارد و سرشار از سادگی است. سادگی‌هایی که در پیچیدگی‌های این روزها، تا به ذهنمان خطور می‌کنند لبخندی روی صورتمان متوقف می‌شود. گذشته خطاهایی است که نکردیم، نادانسته‌هایی که کارمان را سخت نمی‌کند، دغدغه‌های کوچکی که دنیامان را پر می‌کند.

باید نام تو گذشته باشد. فهم کاملی از احساسی ساده. خواستنی فزاینده و بی‌تلاش. لبخندی افتاده روی تصویری‌که منم.

 

 

نوشته شده در دوشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩۳ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ توسط طیبه تیموری نظرات () |


Design By : Night Skin