وقتی قصه‌ام می‌شوی

نثر، داستان کوتاه

دست‌هایت... کیفیت عجیب پرنده شدن، در امیدواری اندکی که برای نرفتنت دارم. همیشه فرصت اندکی برای آخرین دور در این خیابان نیمه‌تاریک هست. یک‌بار دیگر این دنده را از خلاص در بیاور، یک‌بار دیگر برای دور زدن این ثانیه‌ها در خلاف جهت دیر شدن.

دست‌هایت... که دقیقاً جا می‌شوند در دست‌هایم، پرنده‌هایی که دست‌های تو هستند و مدام پر‌پر می‌زنند. مثل کشف ضربان قلب یک جوجه گنجشک. آهسته‌تر از نگاه‌های هردوی ما، در چشم‌پوشی آدم‌های متوجه، آدم‌های عبوری، آدم‌های پشت عینک‌ها، گوش‌های درگیر هدفون‌ها و پاهای کتانی‌پوش. من و تو که روی نیمکتی که نمی‌دانم از کجا می‌نشینیم، در پارکی که نمی‌دانم از کجا، در زمانی که نمی‌دانم کی؟ من و تو که سر در می‌آوریم از هیاهوی گنجشک‌ها، پارک‌ها و ثانیه‌ها، درست مثل کشف ضربان قلب یک گنجشک...

دست‌هایت... هزار واژه‌ بلد هستند، هزار واژه که باید یک‌روز از مُشتت در بیاورم و برای همه بنویسمشان. هزار موسیقی که ریتم می‌گیرد، و تارهای آواره‌ای که باید یک‌روز بنوازمشان. "آقا تا بحال کسی با موهای دستتان تار زده؟"

دست‌هایت...

برش دار، از روی اینهمه تنهایی وقتی منتظر غروب آفتاب نیستی و همه‌ی دیوارها پنجره می‌شوند، برش دار از روی پوستی که برای اینهمه حرف و سکوت کش می‌آید، از روی گنجشک‌هایی که ناگزیرند بپرند. برش دار از دل‌دل کردنم در انتخاب کلمه‌ای که جریحه‌دارمان نکند، در کارهای بی‌وقتی که زنگ می‌خورند و قرار است بعد از تمام این نگاه‌ها معطلمان کنند. برش دار...

 

 

نوشته شده در یکشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩۱ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ توسط طیبه تیموری نظرات () |

برای این‌که دوستت بدارم هیچ تصمیمی نداشتم، برنامه‌ای هم، حتی به آن فکر هم نکرده بودم. دوست داشتنت نه اتفاق پله پله‌ای بود و نه ناگهانی. اصلاً نمی‌توان برای خواستنت مرزی قائل شد، انگار از همین لحظه که تصمیم گرفته‌ام دوستت داشته باشم دیگر سابقه‌ی ناامن نبودنت وجود ندارد و چشم‌های تو طوری به من زل می‌زنند که می‌توانم از خصوصی‌ترین و دورترین خاطراتم برایت بگویم، و مطمئن باشم که تو هم در گوشه‌ای از آن لحظه‌ها حضور داشته‌ای. و امروز دوستت دارم. و وقتی دوستت دارم دیگر هیچ بلایی بر سر این دوست داشتن نمی‌آید، نه زمین می‌لرزاندش، نه فراموشی انکارش می‌کند. و امروز دوستت دارم و هیچ کجا ناامن نیست...

نوشته شده در دوشنبه ٦ شهریور ۱۳٩۱ساعت ۳:٠۳ ‎ب.ظ توسط طیبه تیموری نظرات () |


Design By : Night Skin